زن شعر خداست   

خانم آن نیست که جانانه و دلبر باشد  *    خانم آنست که باب دل شوهر باشد

بهتر است از زن مه طلعت همسر آزار  *  زن زشتی که جگر گوشه همسر باشد

زن یکی بیش مبر زآنکه بود فتنه و شر  *   فتنه آن به که در اطراف تو کمتر باشد

زن شیرین بمذاق دل ارباب کمال         *   گرچه  قند است نباید که مکرر باشد

کی توان داد میان دو زن انصاف درست  *   کاینچنین مرتبه مخصوص پیامبر باشد

حاجتی را که تو داری بمؤنث زان بیش  *  حاجت جنس مؤنث به مذکر باشد

زن بود شعر خدا ، مرد بود نثر خدا        *  مرد نثری سره و زن غزلی تر باشد

نثر هرچند به تنهایی خود هست نکو    *   لیک با نظم چه پیوست نکوتر باشد